علی عشق مامان وبابا

28 ماهگی علی جان و شیرین زبونی هاش

1394/5/25 17:11
313 بازدید
اشتراک گذاری

علی جان آخرین باری که ازت نوشتم یعنی دو سالگیت

 

فقط میتونستی بعضی کلمه هارو بگی ولی الان میتونی جمله بندی هم کنی

 

الان میخوام از شیرین زبونیهات بنویسم

 

عزیزم با اینکه خیلی کوچولویی ولی قلبه خیلی نازکی داری

 

وقتی کاره بدی میکنی ومن ناراحت میشم یا میای دستتو میکشی رو صورتم ویا

 

میگی( ببخسیک) یعنی ببخشید.

 

وقتی بابا به شوخی منو میزنه که عکس العملتوببینیم ناراحت میشی ومیگی

 

یوما(وورما) ومنو ناز میکنی میگی موچ یعنی بیا بوست کنم 

 

اگه بابا حسودیش نشه فک کنم منو بیشتر از بابا دوست داری.وقتی از خواب

 

بیدارمیشی خواب آلود میگی (عزیز گیله)یعنی بریم خونه عزیز چون هرروز

 

میبرمت وتازگیا هم میگی مامانی گیله.

 

چون نزدیک پارکیم میگی (ماما پارکا گداخ سرسریه تاب تابا)فدات بشم که هر

 

وقتم بریم سیر نمیشی که یه بار بردمت پارک اسباب بازی میفروختن

 

دیدی گفتی ماما (نن نن)یعنی ماشین بعد توپ خواستی رفتم قیمتشو

 

پرسیدم دیگه دست بردار نبودی رفتی به فروشنده گفتی (بولای چچه دی) انقد

 

رفتی رفتی پرسیدی مرد بیچاره رو ذلش کردی

 

وقتی خوابت میاد میگی (ماما لالاشم وای) یا وقتی گرسنته میگی (ماما هام)

 

وقتی کسی بهت چیزی میده زود میگی (میسین)

 

وقتی میگم علی بیا بریم به عزیز سربزنیم(عزیزه باش ووراخ) میگی 

 

ماما عزیزه باش.

 

کارت شده با تشک مبل بازی کردن وقتی میگم علی لینکارو نکن این

 

اسباب بازی نیس میگی (یوخ نن ننیم دی بو اونویام) ماشین میکنی برا خودت

 

وقتی یه چیزی میخوای ومن مخالفت میکنم میگی (یولای یولای سل اناح(سن

 

الل)) منم غش میکنم با این شیرین زبونیات.

 

یه روز لب تاب رو زمین بود خواستم بردارمش گفتی(ماما اونیم سل اناح

 

 

جوناهدی.ماماسل اناح علی جوناهدی) ماما بازی کنم تورو خدا گناهه.علی گناه

 

داره.

 

رفتی رو مبل لم دادی مثلن مثله بابات میگی (بی تای وی للولموسام)یه چای

 

بده خسته شدم.مردم ازخنده.یه روزم داشتیم میرفتیم بیرون یه چیزی یادم رفته 

 

بود برگشتم بردارم تو هم جلو در بودی مثلن مثله بابات میگی( گوگیه ته زول)

 

روقیه زود باش.ازهمه رفتارای بابات تقلید میکنی مثل بابات با تلفن

 

حرف میزنی میگی( الو امین هاداسان.اودیم هاممی یییم دلیم توچانا) الو امین

 

کجایی؟مثلن امین هم از تو میپرسه تو هم میگی خونم بعد میگی 

 

غذامو بخورم بیام مغازه.وقتی میبرم میزارم رو تختت که بخوابی میگی 

 

(ماما اوزان)ماما  درازبکش خیلی وقا خودت میخوابی

 

بعضی موقها هم منو بابا رو صدا میکنی پیشت. 

 

فرهنگ لغاتت

 

خداحافظ= خوخاسیس

بده به من= می منه

بازی کنم =اونویوم

عروسکم=عی سکیم

دمپایی=تامتامی.تامپلا

بستنی همون بستنی

روقیه=گوگیه

اسما=احما 

مرسی=میسین

دم در رفتن= تاپیا دداخ

بیرون بریم =اسییه دداخ

شهر همون تازه شهر=سه رر

تلفن=تیفلون

خیار =حییای

هندونه= داپز

تخم مرغ=مومویتا

شلوار=سابلای

 

 

 

 

 

 

پسندها (3)
نظرات (3) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
مامان علی مردان
26 مرداد 94 7:24
خخخخخ علی جون زبان اختراع کردی گلم ایشااله که زودتر همه چی رو بتونی بگی منتهی به فارسی خخخخخخخ راستی عکسا اومد.عالی بودن
مامان علی کوچولو
پاسخ
عزیزم ما ترک هستیم درسته علی دست وپا شکسته میگه ولی ترکی حرف میزنه.
مامان علی مردان
31 مرداد 94 1:09
چه خوب من هم بابام ترک مشهد اما ما ترکیمون صفره خخخخخ
مامان علی کوچولو
پاسخ
عزیزم به خاطراون میگن دیگه زبون مادری اگه مادرتون ترک بود الان بلد بودین حتمن پدرتونم به کلی ترکی رو ترک کرده که شما بلد نیستین
❤مهسا مامان سایمان❤
10 شهریور 94 9:15
الاهــــــــــــــــــــــــــــی چقدر شیرین حرف میزنی راستی علی کوچولو 28 ماهگیت هم مبارک
1