علی عشق مامان وبابا

بای بای پوووووووووووووووووووووشک

1394/3/20 17:11
262 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به پسر ناز خودم 

 

علی جونم میخوام از روزایی که با پوشکت خداحافظی کردم بنویسم 

 

درسته که این رویداد تاریخی خیلی زود اتفاق نیفتاد ولی دیر هم نبود 

 

عزیزم ما این پروژمونو تقریبا  بیست خرداد 94 بود یعنی بیست شش ماهت بود

 

که شروع کردم درست یک هفته قبله ماه رمضون که قرار بود فرشاموبشورم 

 

ویه خونه تکونی کوچولو انجام بدم چون مراسم هم داشتم برا شب

 

شهادت حضرت علی که نذر هفت ساله تو هستش.خلاصه عزیزم هی میبردمت

 

دستشویی ولی تو دسشویی نمیکردی پوشک هم نبستم دو بار شلوارتو خیس

 

کردی با تعجبم به شلوارت نگا میکردی ومیگفتی ریخت(چوچلدی)

 

بعد هی بهت گوش زد میکردم که جیش داشتی بگو 

 

عزیزم فدات بشم که پسره فهمیده ای هستی تویه هفته از شر پوشک خلاص

 

شدی به همین راحتی البته اگه زود زبون باز کرده بودی زودتر میگفتی 

 

بعد ازاونم اگه پوشک داشتی و مثلن بیرون بودیم میگفتی جیش منم میگفتم

 

پوشک داری ولی دسشویی نمیکردی تا برسیم خونه از اول به این آقایی

 

هستی فدای پسر باشعورم بشم من.

 

البته شبا باز پوشک میبندم.اینم قصه بای بای پوووووووووووشک علی جان.

پسندها (1)
نظرات (3) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
مامان علی مردان
26 مرداد 94 7:16
عزیزم خاله جون مرد شدنت مبارک. علیا همسون آقا هستن
❤مهسا مامان سایمان❤
10 شهریور 94 9:03
علی جون موفقیتت در پوشک گرفتن مبارک
❤مهسا مامان سایمان❤
10 شهریور 94 9:05
علی جون موفقیتت در پوشک گرفتن مبارک
مامان علی کوچولو
پاسخ
مرسی خاله جون
1